سفارش تبلیغ

ثبت شرکت
صبا
نوشته شده توسط : sahand

مدیر به منشی میگه برای یه هفته باید بریم مسافرت کارهات رو روبراه کن.

منشی زنگ میزنه به شوهرش میگهمن باید با رئیسم برم سفر کاریکارهات رو روبراه کن.

شوهره زنگ میزنه به دوست دخترشمیگهزنم یه هفته میره ماموریت کارهات رو روبراه کن.

معشوقه هم که تدریس خصوصی میکرده به شاگرد کوچولوش زنگ میزنه میگهمن تمام هفته مشغولم نمیتونم بیام.

پسره زنگ میزه به پدر بزرگش میگهمعلمم یه هفته کامل نمیادبیا هر روز بزنیم بیرون و هوایی عوض کنیم.

پدر بزرگ که اتفاقا همون مدیر شرکت هست به منشی زنگ میزنه میگه مسافرت رو لغو کن من با نوه ام سرم بنده.

منشی زنگ میزنه به شوهرش و میگهماموریت کنسل شد من دارم میام خونه.

شوهر زنگ میزنه به معشوقه اش میگهزنم مسافرتش لغو شد نیا که متاسفانه نمیتونم ببینمت.

معشوقه زنگ میزنه به شاگردش میگهکارم عقب افتاد و این هفته بیکارم پس دارم میام که بریم سر درس و مشق.

پسر زنگ میزنه به پدر بزرگش و میگهراحت باش برو مسافرتمعلمم برنامه اش عوض شد و میاد.

مدیر هم دوباره گوشی رو ور میداره و زنگ میزنه به منشی و میگه برنامه عوض شد حاضر شو که بریم مسافرت.



کلمات کلیدی : مدیر و منشی
تاریخ انتشار : 93/4/30:: 4:28 عصر نظرات ( )