سفارش تبلیغ
تبلیغات در پارسی بلاگ
نوشته شده توسط : sahand

گویند روزی دزدی در راهی، بسته ای یافت که در آن چیز گرانبهایی بود و دعایی نیز پیوست آن بود. آن شخص بسته را به صاحبش برگرداند.

او را گفتند : چرا این همه مال را از دست دادی؟

گفت: صاحب مال عقیده داشت که این دعا ، مال او را حفظ می کند. من دزد مال او هستم ، نه دزد دین. اگر آن را پس نمی دادم و عقیده صاحب آن مال ، خللی می یافت، آن وقت من، دزد باورهای او نیز بودم و این کار دور از انصاف است.



کلمات کلیدی : یادش بخیر، روزگاری دزدها هم باشرف بودند
تاریخ انتشار : 93/6/31:: 9:37 عصر نظرات ( )